ماجراهای عقد داداشم قسمت اول

خرید بک لینک
کی بود قرار بود زود به زود بیاد؟ حتما من نبودم!نمیدونم از کجاش باید بنویسم و اینکه با این وضعیت نوشتن من آیا هنوز کسی اینجا رو میخونه یا نه و اینکه آیا اصلا کسی هنوز وبلاگ میخونه یا نه؟ امروز که بعد از نزدیک 5 ماه اومدم 5 تا کامنت داشتم که چهارتاش ابراز محبت دوستان ندیده بود که خیلی بهم چسبید و چند تایی هم خصوص در مورد اون پست diastasis Recti که هنوز دارم براش کامنت مشورت خواهانه میگیرم که باید به دوستان عرض کنم اگر من بیلزن بودم یه بیل به شیکم خودم میزدم و اینجوری یهویی وارد بارداری دوم نمیشد. بله من اون مشکل را اصلا حل نکردم و الان در ماه ششم بارداری یه شکم عظیم دارم که قطعا بعد از بارداری مشکلش تشدید خواهد شد. حالا صبر کنید بیبینید اگر به امید خدا و به سلامتی زاییدم چه گلی به سر این شیکمم میگیرم اگر نتیجهای داشت به شما هم میگم!:))خوب، اینکه چرا این مدت ننوشتم دلایل زیادی داشت. یکی اینکه اون اوایل خیلی حالم بد بود. در کل ویارم مثل پسرک بود مدلش اما یا شدتش بیشتر بود یا اینکه چون امکان استراحت نداشتم بیشتر بهم فشار میومد. اصلا میخواستم بمیرم. اون همه هم که امیدوار بودم که نزدیکی به مامانم این دفعه به نفعمه خوب اصلا اینجوری نشد و به دلیل همون درگیریهای عروسی و اینها مامانم اصلا وقت سر خاروندن نداشت و تو بگو یه وعده غذا توی اون دوران ویار من! تازه اینقدر درگیر بودند که ماجراهای عقد داداشم قسمت اول...

ما را در سایت ماجراهای عقد داداشم قسمت اول دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 135 تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 14:17

صفحه بندی